تبليغاتX
حرفهای همیشه - خرسندنامه ...
خرسندنامه ... دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 12:31
 

از آقای ج. جدید بسیار خوشمان می آید ... چیزی توی مایه های هیروهای کودکانه و عشقولانه های نوجوانی است ...  یه چیزی توی مایه های شرک ...  امنیت وجودش رو بسی دوست دارم ... احساس شادمانی عظیمی بهم میده ... اطلاعات بالایی داره و بسیار حمایتگرانه عمل میکنه  (البته تقریبا همگی آقایون همکار تا اینجا نسبت به من حمایتگر بودن ( خدا رو شکر ) ) ... خلاصه آقای شرک ما بسیار شیطون و در عین حال با شخصیته و خیلی خیلی کنجکاو  ...  تقریبا هر چیز جدیدی براش جالبه ... بماند که زرنگی های خاص خودش رو داره که همینش هم به شیوه خاص اون بازم جالبه ... بهرحال گمون کنم بیش از هر چیزی شخصیت چند بعدیشه که منو به خودش جلب می کنه ... و اینکه چیزی رو که میخواد با یه جور شادمانی مخصوص به خودش بدست میاره ... این خصوصیتش خیلی اطمینان بخشه ... یه جورایی بهم جرات میده که هنوزم خودم باشم و به شیوه خودم و با قوانین خودم زندگی کنم ... خوبه آدم همکاری با این خصوصیات داشته باشه ... درست مثل اینه که هر روز یه چیز دوست داشتنی رو بدون احساس تملک و یا هر احساس دیگه ای از پشت شیشه تماشا کنی ... بی دغدغه هیچ چیز خاصی ...

جالب اینجاست که قبل از اینکه از مرخصی دو ساله ش برگرده با خودم آرزو می کردم نیاد ... شاید چون حوصله آشنایی با یه آدم جدید دیگه رو نداشتم ... اما حالا خوشحالم که برگشته ... روی هم دو همکار انرژی بخش دارم که بسی خرسندم می کنند : آقای ج. جدید و آقای میم ...

آقای ج. مسوول را نیز پاس میداریم ...

پای دست نوشت:

۱- بنظر میاد همکاران تا حدودی من رو توی خودشون پذیرفتند ... بهرحال چه بخوان و چه نه٬ منم یواش یواش دارم سابقه دار میشم به لطف خدا ...

۲- راستی اگه یکی تونست این رئیس منو راضی کنه که منو بفرسته ماموریت٬ خودم یه جایزه خوب بهش میدم!!! گویی من شیشه م و میترسه توی کوه ها بشکنم!!!

 

 

نوشته شده توسط نسیم  | لینک ثابت |

 
Free counter and web stats